آدم میتواند درگیر چیزی باشد، مچاله شود و بنشیند وسط اتاق، مستاصل و بعد همهی خاطرهها، ممکنها، آدمها، مکانها، آهنگها، بوها، سیگارها حتی چیزهایی که اسمشان را نمیداند هم یکی یکی به دیدنش بیایند و تنها چیزی که بخواهد از زندگی، دو ساعت قبلتر باشد...