WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:13.000
[پادکست کاپوچینو » داستان ۱ : فنجان]

00:00:13.080 --> 00:00:15.040
هفده دقیقه زمان زیادی نیست.

00:00:15.567 --> 00:00:20.000
درست به اندازه‌ایه که طول می‌کشه یه فنجون کاپوچینو سرد بشه.

00:00:20.653 --> 00:00:25.960
و دقیقاً به قدریه که بتونم از دل فکرام یه داستان بیرون بکشم.

00:00:26.813 --> 00:00:33.040
اگه یه روزی برسه که دیگه نتونم کاپوچینو بخورم، یعنی مردم یا فراموشی گرفتم.

00:00:33.633 --> 00:00:37.920
یا حتی بدتر از اون، یعنی دیگه داستانی برای گفتن نمونده.

00:00:38.867 --> 00:00:43.653
حالا فقط یه سؤال باقی می‌مونه. کدوممون زودتر تموم می‌شیم؟

00:00:43.653 --> 00:00:44.968
کاپوچینو،

00:00:44.968 --> 00:00:46.220
داستان‌ها،

00:00:46.220 --> 00:00:47.100
یا من؟

00:00:47.153 --> 00:02:25.230
[موسیقی آغازین]

00:02:25.253 --> 00:02:27.520
دقیقاً صد و بیست و هشت روز پیش بود.

00:02:28.133 --> 00:02:34.440
نه اینکه شمرده باشم، فقط با سخاوت تمام اجازه دادم این عدد خودش رشد کنه.

00:02:35.447 --> 00:02:42.980
پشت پیشخوان کافه، دستگاه قهوه‌ساز مثل یه ساز بدقلق اما خسته، نفس‌هاش به شماره افتاده بود.

00:02:44.000 --> 00:02:52.160
ته ضلع غربی کافه، سر میز شماره هشت، روبه‌روی هم نشسته بودیم و راستش میز تنها فاصله بینمون نبود.

00:02:52.780 --> 00:02:58.018
صبحونه هم که مثل ریش‌سفیدها رفتار می‌کرد، می‌خواست ما رو به هم بچسبونه؛

00:02:58.018 --> 00:03:00.980
ولی ما هم مثل دو تا آهنربای هم‌قطب،

00:03:00.980 --> 00:03:04.700
خیلی مؤدبانه مقاومت می‌کردیم و طفره می‌رفتیم.

00:03:05.713 --> 00:03:11.680
اون داشت کاپوچینوش رو می‌خورد و انگشتاش روی میز با ریتم موسیقی کافه می‌رقصیدن.

00:03:12.207 --> 00:03:17.520
آهنگ ما نبود. هیچ‌وقت اون‌قدر خوش‌شانس نبودیم که آهنگ خودمونو داشته باشیم.

00:03:18.240 --> 00:03:23.608
ولی این همون قطعه‌ای بود که هر بار که پخش می‌شد، بی‌اختیار باهاش ضرب می‌گرفت،

00:03:23.608 --> 00:03:26.700
و من محو رقص انگشت‌های ظریفش می‌شدم.

00:03:27.433 --> 00:03:34.949
می‌دونست طوفان نزدیکه ولی آروم بود. از اون آرامش‌های عجیبی که بعدها فهمیدم مخصوص آدماییه که،

00:03:34.949 --> 00:03:38.260
چمدون بسته‌شون گوشه اتاق منتظره.

00:03:39.733 --> 00:03:43.950
همیشه قبل از خوردن، فنجون رو یه کم می‌چرخوند.

00:03:43.950 --> 00:03:48.140
انگار داشت محور مکان رو با زمان خودش تنظیم می‌کرد.

00:03:49.147 --> 00:03:57.100
صدای آروم قاشق که به دیواره فنجون می‌خورد، شبیه کوک کردن ساز یه نوازنده دوره‌گرد بود،

00:03:57.100 --> 00:04:00.120
پیش از شروع تک‌نوازی آخرش.

00:04:01.040 --> 00:04:08.680
عادت داشت اول یه قاشق پر از فوم برداره و بعد از اینکه چشیدش، قاشق رو وارونه بذاره روی میز.

00:04:08.680 --> 00:04:16.769
ولی این بار قاشق رو خالی از فنجون درآورد. نگاه متعجبم رو که دید لبخند زد و گفت:

00:04:16.769 --> 00:04:20.900
نباید ابرها رو زودتر از آسمون دزدید.

00:04:21.513 --> 00:04:24.860
تا الانم اشتباه می‌کردم که این کار رو می‌کردم.

00:04:26.073 --> 00:04:28.800
نباید ابرها رو زودتر از آسمون دزدید.

00:04:29.600 --> 00:04:32.300
تا الانم اشتباه می‌کردم که این کار رو می‌کردم.

00:04:33.007 --> 00:04:36.602
من با نفرت به فوم روی فنجونش زل زده بودم.

00:04:36.602 --> 00:04:40.040
به اون قلبی که باریستا با شیر روش کشیده بود.

00:04:40.540 --> 00:04:46.080
لبه‌هاش پخش شده بود، خطوطش به هم ریخته بود و دیگه شبیه قلب نبود.

00:04:46.887 --> 00:04:52.609
قلبی که مال من نبود، تو سینه فنجونی که برای من ممنوع بود،

00:04:52.609 --> 00:04:54.780
داشت از تپش می‌ایستاد.

00:04:57.940 --> 00:05:01.780
حکایت من و کاپوچینو داستان حساسیت نیست،

00:05:02.580 --> 00:05:04.000
داستان اسارته.

00:05:05.080 --> 00:05:08.040
جان من و کافئین از قدیم با هم غریبه‌اند.

00:05:08.880 --> 00:05:13.740
یه نوشیدنی کافئین‌دار کافیه تا روح آدم ساعت‌ها بی‌قرار بشه.

00:05:14.460 --> 00:05:17.780
تو خونه رژه می‌رم، کمدها رو مرتب می‌کنم،

00:05:18.400 --> 00:05:19.880
به زندگیم فکر می‌کنم،

00:05:20.620 --> 00:05:22.520
به زندگی بقیه فکر می‌کنم،

00:05:23.200 --> 00:05:29.940
کارایی می‌کنم که قصدشونو نداشتم و خیال‌پردازی‌هایی می‌کنم که حتی تو کابوس‌هامم جایی ندارن.

00:05:30.740 --> 00:05:37.040
ولی اون بدون هیچ مشکلی با یه اشتیاق تموم‌نشدنی هر روز می‌خورد.

00:05:37.753 --> 00:05:42.560
صبح کاپوچینو، عصر کاپوچینو، شب کاپوچینو؛

00:05:43.153 --> 00:05:45.932
و بعدشم مثل یه نوزاد می‌خوابید.

00:05:45.946 --> 00:05:51.180
انگار تلخی قهوه تو تلخی وجودش حل می‌شد و بی‌اثر می‌موند.

00:05:51.980 --> 00:05:55.980
قبل از اینکه بیاد تو زندگیم، هیچ‌وقت کاپوچینو نخورده بودم.

00:05:56.700 --> 00:05:59.840
من آدم چای سیاه دم‌کشیده بودم.

00:06:00.593 --> 00:06:03.140
نوشیدنی نجیب بی‌دردسر،

00:06:03.307 --> 00:06:04.600
و البته کم‌اثر.

00:06:05.460 --> 00:06:08.982
اون اوایل همه چیز این نوشیدنی برام تازگی داشت.

00:06:08.982 --> 00:06:13.720
حتی وقتی به وضوح می‌دیدم که سیستم گوارشم و مهم‌تر از اون،

00:06:13.720 --> 00:06:16.295
سیستم اعصابمو به هم می‌ریزه،

00:06:16.295 --> 00:06:20.880
ناخواسته یه چیزی وادارم می‌کرد اشتباهمو تکرار کنم.

00:06:21.607 --> 00:06:25.012
بار اول، کف شیر نشست پشت لبم.

00:06:25.012 --> 00:06:26.221
خندید...

00:06:26.247 --> 00:06:28.040
و من پاکش نکردم.

00:06:28.780 --> 00:06:31.740
گفت بهم میاد، یه سبیل شیری.

00:06:32.447 --> 00:06:37.206
سه ساعت تموم با اون سبیل شیری تو خیابونا راه رفتیم.

00:06:37.206 --> 00:06:39.900
فقط چون اون گفته بود بهم می‌آد.

00:06:40.700 --> 00:06:43.200
فکر می‌کردم معنی عشق رو فهمیدم.

00:06:43.967 --> 00:06:47.918
اینکه عشق مگه چیزی جز همین حماقت‌های باشکوهه؟

00:06:50.278 --> 00:06:53.527
ولی کم‌کم خوردنش سخت و سخت‌تر شد.

00:06:53.527 --> 00:06:58.728
اونم اوایل خوشحال‌تر بود. بعد یواش‌یواش فقط بود.

00:06:58.848 --> 00:07:02.220
مثل کاپوچینویی که یادت رفته و سرد شده.

00:07:02.867 --> 00:07:07.924
همون فنجون، همون محتویات، فقط گرماشو از دست داده،

00:07:07.924 --> 00:07:10.304
دیگه هیچ‌کس میلش نمی‌کشه،

00:07:10.304 --> 00:07:13.060
که به خودش زحمت خوردنشو بده.

00:07:21.540 --> 00:07:24.891
آخرین جرعه رو که خورد، آهنگ هم عوض شد.

00:07:25.251 --> 00:07:28.500
یا شاید همون بود و من دیگه درست نمی‌شنیدم.

00:07:29.427 --> 00:07:32.460
زمان کند شده بود یا قلب من تند می‌زد.

00:07:33.140 --> 00:07:37.240
هر چیزی که شده بود، یکیمون از ریتم افتاده بود.

00:07:37.953 --> 00:07:43.180
از اون آخرین صبحونه مشترکمون فقط چایی از دهن افتاده رو سر کشیدم.

00:07:43.980 --> 00:07:45.955
کروسان دست‌نخورده موند.

00:07:46.035 --> 00:07:51.360
کروسان که گناهی نداشت، ولی خب تو جنگ اول نون‌ها قربانی می‌شن.

00:07:52.060 --> 00:07:55.888
آخرشم یه خداحافظی با طعم کاپوچینو نصیبم شد.

00:07:56.154 --> 00:07:57.413
داغ و تلخ.

00:07:57.587 --> 00:08:03.200
با یه لایه نرم و سفید و شیرین روش که قرار بود تلخیشو کم کنه،

00:08:03.900 --> 00:08:04.820
ولی نکرد.

00:08:05.740 --> 00:08:08.160
حالا صد و بیست و هشت روزه که رفته.

00:08:08.767 --> 00:08:12.260
تمام این مدت رو صرف کارهایی کردم که حالم خوب شه،

00:08:12.873 --> 00:08:13.620
ولی نشد.

00:08:14.220 --> 00:08:19.140
یوگا رفتم، مدیتیشن کردم، خاطراتشو نوشتم،

00:08:19.140 --> 00:08:22.980
اما لابه‌لای همه اینا باز خوابشو می‌بینم.

00:08:23.860 --> 00:08:25.980
حالا فقط من موندم و نبودنش.

00:08:26.740 --> 00:08:32.800
با اینکه قرار گذاشتیم چیزی به روی هم نیاریم، اما دلتنگی رو مدام به رخ هم می‌کشیم.

00:08:33.660 --> 00:08:37.713
هر شب دوش می‌گیرم، ادکلن مورد علاقه‌شو می‌زنم،

00:08:38.220 --> 00:08:41.264
پلی‌لیستی که با هم ساختیم رو پخش می‌کنم و

00:08:41.264 --> 00:08:48.260
تو تختم تا صبح با آهنگ‌هایی که نمی‌دونن دارن چه بلایی سرم می‌آرن، جلسه می‌ذارم.

00:08:49.093 --> 00:08:51.260
سلیقه موسیقی‌ش خوب بود.

00:08:51.820 --> 00:08:53.340
نه، عالی بود.

00:08:53.993 --> 00:08:56.520
به همین دلیل، غیرقابل‌بخشش‌ترش می‌کنه.

00:08:57.460 --> 00:09:03.040
آدم اگه قراره بره، حداقل باید چند تا ایراد جدی از خودش جا بذاره.

00:09:03.700 --> 00:09:06.040
مثلاً موسیقی بد گوش بده.

00:09:06.813 --> 00:09:10.500
روان‌شناسم می‌گه این رفتار خودآزارانه‌ست.

00:09:11.120 --> 00:09:13.320
من می‌گم ولی خیلی خوش‌بوئه.

00:09:14.360 --> 00:09:19.980
به محرم‌اسرار بودنش توجه نمی‌کنم و از سر ناامیدی بهش دروغ می‌گم.

00:09:20.580 --> 00:09:21.460
مثلاً می‌گم:

00:09:22.227 --> 00:09:26.900
من دیگه به اون فکر نمی‌کنم. دیروز حتی اسمشم یادم نیومد.

00:09:28.173 --> 00:09:30.080
ولی اون می‌دونه که دروغ می‌گم.

00:09:30.840 --> 00:09:32.708
منم می‌دونم که اون می‌دونه.

00:09:32.708 --> 00:09:38.500
انگار فقط منتظریم یکیمون زودتر خسته شه و پایان جلسات رو اعلام کنه.

00:09:39.300 --> 00:09:44.700
کاش می‌دونست از تمام آرام‌بخش‌ها و مسکن‌هایی که تجویز می‌کنه قوی‌ترم.

00:09:45.313 --> 00:09:47.720
خودم که نه، دردم قوی‌تره.

00:09:48.520 --> 00:09:52.220
کاش تموم شده بودم، ولی این‌جوری تلف نمی‌شدم.

00:09:57.060 --> 00:10:00.413
ترکیب کاپوچینو و موسیقی کاری می‌کنن

00:10:00.413 --> 00:10:03.860
که فکر کنم برگشته و همه اینا خواب بوده.

00:10:04.593 --> 00:10:09.500
بین وسایلی که ازش جا مونده، فنجون مورد علاقه‌شو پیدا کردم.

00:10:10.087 --> 00:10:13.680
همونی که رد یه لب قرمز روش نقش بسته.

00:10:14.580 --> 00:10:15.520
دردم اومد.

00:10:16.420 --> 00:10:19.546
کاش یه فنجون از منم داشته باشه.

00:10:19.586 --> 00:10:21.320
کاش دردش بیاد.

00:10:22.280 --> 00:10:28.288
از من هرچی احساس بود با خودش برده بود و جاش یه فنجون گذاشته بود

00:10:28.288 --> 00:10:30.420
که خودم قایمش کرده بودم.

00:10:31.560 --> 00:10:34.288
حالم که بد می‌شه، می‌رم کافه.

00:10:34.288 --> 00:10:39.660
یه فنجون کاپوچینوی بدون قلب سفارش می‌دم و آروم‌آروم می‌خورم.

00:10:40.367 --> 00:10:43.440
عاقلانه نیست ولی عاشقانه که هست.

00:10:44.220 --> 00:10:46.720
هر فنجون فقط هفده دقیقه زنده می‌مونه

00:10:47.333 --> 00:10:48.900
ولی اثرش همیشگیه.

00:10:49.693 --> 00:10:55.040
برای رسیدن به طعم لب‌هاش تمام زندگیم خراب‌تر می‌شه.

00:10:55.820 --> 00:10:59.140
خانواده‌م غصه می‌خورن و دوستام نگرانمن.

00:10:59.673 --> 00:11:02.020
فکر می‌کنن معتاد یا افسرده شدم،

00:11:02.620 --> 00:11:05.840
ولی نمی‌دونن که می‌تونست خیلی بدتر از این‌ها باشه.

00:11:06.727 --> 00:11:11.200
این فقط کاپوچینوعه. یه فنجون قهوه با شیر و کف.

00:11:11.980 --> 00:11:14.635
تصور کنید عاشق یه چیز دیگه بود.

00:11:14.755 --> 00:11:19.380
مثلاً تصور کنید لب‌هاش طعم ویسکی می‌داد.

00:11:19.460 --> 00:12:38.999
[موسیقی میانی]

00:12:39.092 --> 00:12:41.178
بذارین از متهم هم دفاع کنم.

00:12:41.178 --> 00:12:45.052
کاپوچینو تو تمام این سال‌ها فقط یه شاهد بی‌گناه بود.

00:12:45.572 --> 00:12:48.172
اسمشو از راهب‌های کاپوچین گرفتن،

00:12:48.226 --> 00:12:52.112
همونایی که قسم خورده بودن لب به لذت‌های دنیا نزنن.

00:12:52.772 --> 00:12:57.986
اینکه اسم منزوی‌ترین آدم‌های تاریخ رو بذاری رو همچین لذت غلیظی،

00:12:58.040 --> 00:13:00.385
اگه کمدی الهی نیست پس چیه؟

00:13:01.472 --> 00:13:03.267
کاپوچینو موسیقی داره.

00:13:03.281 --> 00:13:07.359
اسپرسو ریتمه، شیر ملودی، فوم هارمونی.

00:13:07.952 --> 00:13:11.135
چای تک‌نوازیه یه ساز کهنه است،

00:13:11.148 --> 00:13:13.932
ولی کاپوچینو یه ارکستر کامله.

00:13:14.852 --> 00:13:19.332
لاته فقط یه لیوان شیر گیجه که قهوه‌ش راهشو گم کرده.

00:13:19.952 --> 00:13:23.314
اسپرسو هم که یه اخطاریه غیرجدیه،

00:13:23.314 --> 00:13:27.272
با قدرت شروع می‌کنه و تو یه چشم به هم زدن تموم می‌شه.

00:13:28.052 --> 00:13:30.802
ولی کاپوچینو دیپلماسی بلده.

00:13:30.802 --> 00:13:36.112
اول با وقار در می‌زنه، وارد که شد لبتو نوازش می‌کنه،

00:13:36.112 --> 00:13:40.132
زبونتو قلقلک می‌ده و آخرش به جونت می‌شینه.

00:13:40.925 --> 00:13:46.272
تلخی و شیرینی و نرمی با هم پیمان بستن که رضایتت رو جلب کنن.

00:13:47.012 --> 00:13:49.166
فوم روش هم فقط کف نیست،

00:13:49.166 --> 00:13:54.385
یه تایمر بی‌رحم ولی دلسوزه که می‌گه فقط هفده دقیقه وقت داری.

00:13:54.425 --> 00:13:56.959
نه عجله کن، نه لفتش بده.

00:13:56.959 --> 00:14:02.532
درست مثل لحظه‌های خوب و بد زندگی، نه ازلی‌اند، نه ابدی.

00:14:06.745 --> 00:14:12.839
راستشو بخواین هنوزم گاهی اون فنجون با بوسه قرمز رو از پشت کابینت درمیارم.

00:14:13.159 --> 00:14:16.512
توش کاپوچینو نمی‌ریزم، توش چای می‌ریزم.

00:14:17.072 --> 00:14:19.092
یه انتقام کوچیک شخصی.

00:14:20.219 --> 00:14:26.051
کافئین هنوزم برام ممنوعه. برای همین هر فنجون کاپوچینو یه تصمیمه

00:14:26.051 --> 00:14:28.052
و هر تصمیم یه مناسبت.

00:14:28.685 --> 00:14:32.752
وقتی سراغش می‌رم که یا یه چیزی رو تموم کرده باشم

00:14:33.372 --> 00:14:35.512
یا یه چیزی منو تموم کرده باشه.

00:14:36.272 --> 00:14:41.432
وقتایی که باریستا برام قلب می‌کشه، هنوزم یه لحظه مکث می‌کنم و جا می‌خورم.

00:14:42.139 --> 00:14:46.812
ولی دیگه یاد گرفتم که قلب‌ها اصولاً برای دیده نشدن وجود دارن

00:14:47.585 --> 00:14:52.672
و در نهایت خطرناک‌ترین فنجون‌ها اونایی‌اند که بی‌بهونه سفارش می‌دم.

00:14:53.512 --> 00:14:59.232
همونایی که تا جرعه اولو می‌خورم، مغزم یه پرونده خاک‌خورده رو بیرون می‌کشه.

00:15:00.072 --> 00:15:02.533
از دل همین فنجون‌های بی‌بهونه

00:15:02.533 --> 00:15:07.372
داستان‌هایی رو براتون تعریف می‌کنم که مدت‌هاست منتظر نشستن.

00:15:08.032 --> 00:15:09.464
شما هم دعوتین.

00:15:09.464 --> 00:15:14.500
غم که تقسیم شه، کم می‌شه، خنده که تقسیم شه، زیاد.

00:15:14.500 --> 00:15:16.952
کاپوچینو هم که هر دوتاشو با هم داره.

00:15:17.599 --> 00:15:19.457
داستان که تموم می‌شه،

00:15:19.457 --> 00:15:25.932
موسیقی یه کم بیشتر می‌مونه تا طعم و عطر این فنجون حسابی به دلتون بشینه.

00:15:26.765 --> 00:15:31.352
همراه من بمونید، چون این تازه اولین فنجون بود.

00:15:31.437 --> 00:19:05.139
[موسیقی پایانی]
